فرشته ای از آسمان
من و پسرم کوروش
90/07/24 یکشنبه این آخریا دل تو دلم نیست، از امروز دقیقا دو هفته دیگه پسری من تو بغل مامان و باباشه، کاش بدونی چقدر منتظرتیم و ثانیه ها رو هل میدیم. کاش بدونی که چقدر مشتاقیم که زندگیمون با حضورت روشن بشه و تو بشی معنای زندگی ما. این روزهای آخر بیشتر احساست میکنم. وقتی که تو فرشته کوچولوی من، تو دلم پر وبال میزنی، می میرم از شگفتی و هیجان!چرا که تو بهترین و زیباترین موهبتی. از اینکه که خدا منو لایق دونسته و بهترین امانت رو به من سپرده در پوست خودم نمی گنجم. خوشحالم بار سنگین مادری رو شونه های منه. امیدوارم برات مادر باشم یه مادر واقعی....
پسر گلم حالا دیگه کاملا هدفمند دست هاشو می خوره، صداهای مختلفی در میاره و من رو با گفتن ای صدا میکنه. دوستت دارم هلوی من!!!! از یک هفته پیش آویز تختت رو با دستای کوچکت تکون می دادی و این کار بارت هیجان زیادی داشت هورااااااا اما شاید خوب بود امسال رو به خاطر شما خونه می موندم و از کار کردن انصراف می دادم. همین نبود من باعث شده تا پسری زیبای من سرما بخوره. ایشاا... زودی خوب بشی پسرم.
گل پسری! قند عسلی! امروز 28 آذر شما وارد سه ماه شدی. خاله جون زکیه هم این روز رو فراموش نکرد و اولین کسی بود که این روز رو بهت تبریک گفت . ممنونم خاله جونم !!!! من و بابا ابوالفضل خیلی خوشحالیم از اینکه دو ماهه خدای مهربون فرشته کوچولویی رو به ما هدیه داده که چشم و چراغ خونمونه.خدا جون بسیار سپاس گذاریم . امیدواریم که شازده کوچولوی ما همیشه سلامت باشه و شاهد شکوفا شدن نهال زندگیمون باشیم...
امروز پنج شنبه 25/09/90 بعد از یک ماه و 27 روز از تولد شما شازده پسر،مامانی از خواب زمستونی بیدار شد و سری به وبلاگ پسری زد، امیدوارم بتونم ناگفته های این دو ماه رو از امروز تو وبلاگت بذارم جیگرم...
گل پسری!! از امروز دیگه سر کار نمیرم و می خوام با تو وروجک تنهای تنها باشم که با همه وجود منو تحت کنترل خودت گرفتی. امروز خیلی بهت فکر کردم با اینکه خیلی مشتاقم ببینمت اما انگار دوست ندارم این روزا تموم شه. آخه شما حرکت های جدیدی یاد گرفتی که هر روز یکشو نشون میدی. میدونی پسری! خیلی شگفت انگیزه که یه کی داره تو من هی وول می خوره. چیه!لابد خودت هم متوجه شدی که باید یواش یواش از تو دل مامان بپری تو بغلش. من که خیلی منتظرم پسرم. از امروز 11 روز مونده که بشی یکی یدونه، چراغ خونه...
امروز 90/6/8سه شنبه اولین پست رو تو وبلاگ پسری میذارم. شازده کوچولوی زیبای من، امروز 30هفته و 2 روزشه و به سلامتی حدود 2 ماه دیگه میشه چراغ خونمون و من و بابایی برای اومدنش لحظه شماری می کنیم. یکشنبه بود که با وحیده جون رفتیم سونو گرافی سه بعدی. شاید اولین بار بود که تونستم تو رو با همه وجودم حس کنم. وزن گل پسری من 1730 بود و همه چیز خیلی عالی و نرمال بود. خلاصه که خیلی خیلی دوست دارم پسری!!!!!
| Design By : Pars Skin |


